حالا نماز سرخ را اقامه کن٬ عاشورا سرآغاز نیایش هستیاست و تــو تنها امامی که با خون وضو گرفتهای و عشق را به نمازی ابدی ایستادهای.
ذوالجناح٬ در تکاپوی خویش زمین را به نظاره ایستادهاست و خون سرخی پیشانی حسین را به زیبایی تفسیر میکند.
در کاکلی از رنگ٬ ذوالجناح را پیچیدهاند و سوارش از اسب به گودال آرمیده است.
حالا به همهی هستی سلام می فرستد و خورشید٬ شعاع سوزانش را بر خاکهای تشنه میدواند تا آب در حقیقت علقمه جاری بماند٬ و مگر نه که آب٬ مهر مادر اوست ؟!
چشمهای زمین را ببندید و درهای آسمان را باز کنید.
میترسم مادرش بر گودال قتلگاه نظاره کند و آهش تمام زمین را بسوزاند. زودتر پردههای آسمان را بکشید و چشمهای زمین را به آنطرف کائنات بچرخانید.
این فرزند فاطمه است..
«
برگفتهای آزاد از نوشتهی دکتر هادی منوری»
| + شنبه پنجم دی 1388 | | ~ غریبـــه ای از مــ ِــه ~ |

